تبليغاتX
عشقولانه
جك
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 16:3  توسط جیگر جون | 


 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 15:32  توسط جیگر جون | 

غريبم من

حزين  فرسوده و رنجور

بس ناجور

از نسيم مهر او مهجور

وز نوازشهاي گرم دستهايش دور

غريبم من

تواني بود ياد من؟

عزيزم غنچه ام اي ياكريم باغ رويايم

تواني بود ياد من

چه زيبا گفته است استاد من مهدي

من اينجا بس دلم تنگست

و هر سازي كه ميبينم  بد آهنگ است

و احساس من از هجران نجواهاي عذرا

اندر اين بيغوله چون فرهاد بدبخت است

مرا بسپار

يا در خاطرت ياگور

مرا كه ساكن مغموم دردآباد مي باشم






 

عشق طرح ساده لبخند ماست


معنی لبخند ما پیوند ماست


عشق را با دست های مهربان


هر که قسمت می کند مانند ماست


عشق یعنی اینکه ما باور کنیم


یک دل دیگر ارادتمند ماست


دوستی همسایه نزدیک ما


مهربانی نیز خویشاوند ماست


دست خوبت را به دست من بده


دستهای ما پل پیوند ماست

 

  دوست دارم از دیروز تا همیشه  

 



 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 15:26  توسط جیگر جون | 
 

2rna-jaleb1 (12).jpg2rna-jaleb1 (17).jpg2rna-jaleb1 (13).jpg

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 16:45  توسط جیگر جون | 


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 16:55  توسط جیگر جون | 
تو را میخوام

امروز با تو سخن خواهم گفت امه نوعی دیگر. زیرا امروز همه چیز نوع دیگراست حتی تو.اینگونه نگاهم نکن.راست می گویم تو نیزنوع دیگر شده ای نه چون همشیه.....

امروزحتی چشمهای زیبایت نیز نوع دیگری به من می نگرد.....پر غروراما زیبا.

چقدر در نگاهت حرف نهفته هست...مرا که می شناسی حاجتم به سخن نیست...

ازنگاه معنادارت می فهمم انچه را که در دل داری....پس اینگونه با من سخن نگو.

حتی لحن شیزین کلامت هم نیز نوع دیگریست....

کاش همان حرف زدنهای عادی مرا دوست داشتی.اما انگار نه.خوشت نیامد...

پس با خود گفتم با زبان شعر بگویم ....اما گویی فایده نداشت و ندارد...

دل تو سخت پسند است...تو بگو چگونه بگویم؟؟؟؟

می خواهی حرفهایم را برایت نقاشی کنم؟؟؟....نه...قلم که توان ترسیم ندارد...

می خواهی حرفهایم رابر روی سنگ حک کنم؟؟؟...سنگ که یارای مقاومت ندارد..

می خواهی حرفهایم را به باد بسپرم تا به دستت برسد؟؟؟....نه....اگر نا محرمی شنید چه؟؟؟.....

می خواهی حرفهایم را فریاد کنم تا گوش فلک کر شود؟؟؟.........

پس چگونه بگویم؟؟؟...به خدا دیگر طاقتم طاق گشته و توانم از دست رفته.....

دیگر نمی دانم چه بگویم جز اینکه تورا می خواهم ....

                                                             و

                                                                       دوستت دارم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 16:51  توسط جیگر جون | 


 

  پس هر گاه احساس تنهایی کردی...

  این حقیقت ا به خاطر داشته باش....

 

  یک نفر...

 

                            یک جایی...

 

 

                                                      در حال فکر کردن به توست..


دل تنگ

اگه چشمت پرسید بگو ندیدمش اگه گوشت پرسید بگو نشنیدمش اگه دستت لرزید بگو مال سرماست اگه پاهات سست شد بگو مال ضعفه ولی اگه دلت ریخت به خودت دوروغ نگو که دوسش نداری..

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 16:47  توسط جیگر جون | 

پرسيدم: برای چی و چرا دوستم داري؟

 

 

فقط توي چشمام نگاه كردی و هيچي نگفتی...

 

 

گفتم: شايد واقعا دوستم نداری!

 

 

وقتی رفتی فهميدم دوست داشتن دل مي خواد نه دليل!!!

 

 


دلسردم از آنچه که هستم


و دلتنگ برای آنچه که باید باشم
...


 

تا که بودیم نبودیم کسی           کشت ما را غم بی هم نفسی

تا که خفتیم همه بیدارشدند           تا که مردیم همگی یارشدند

قدرآن شیشه بدانیدکه هست            نه درآن وقت که آن شیشه شکست

=============================

اگر در شب بخاطر نبودن ستاره ها گریه کنیم از دیدن ستاره ها محروم میشویم

=============================

دوستی انتخاب کن که دلش بزرگ باشه.

تا برای جا کردن خودت, تو دلش مجبور نباشی خودت رو کوچک کنی

=============================

طول عمر کافی نیست مهم اونه که با اخلاق,رفتار و هنرت روی دیگران تاثیر بگذاری

=============================

دیشب وقتی که خواب بودی یه فرشته رو فرستادم که بیاد وتماشات کنه.

 اما اون خیلی زود برگشت وقتی علتش رو ازش پرسیدم .

فرشته گفت: گفت فرشته ها نمیتونن همدیگرو ببینند. 



 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 15:53  توسط جیگر جون | 
miss

Now that it's winter time & it's cold out side

 ; and there is ice and snow all around

how i'd like to melt the frost

that always lingers on the side walk of

                  .... your heart

salibe eshgh 


: I fear only three things

first , to lose you

second , to lose you

third , to lose you

! that' s all

my dear


loveu

         !stay with me  


+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 16:50  توسط جیگر جون | 
 

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد

تو که رفتی همه ی ثانیه ها سایه شدند

سایه در سایه ی آن ثانیه ها خواهم مرد

شعله ها بی تو ز بی رنگی دریا گفتند

موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد

شدم در قدم دوری چشمان بهار گم

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد


شب آمد و دل تنگم هوای خانه گرفت

                                              دوباره گریه ی بی طاقتم بهانه گرفت

شکیب درد خموشانه ام دوباره شکست

دوباره خرمن خاکسترم زبانه گرفت

نشاط زمزمه زاری شد و به شعر نشست

صدای خنده فغان گشت و در ترانه گرفت

زهی پسند کماندار فتنه کز بن تیر

نگاه کرد و دو چشم مرا نشانه گرفت

امید عافیتم بود روزگار نخواست

قرار عیش و امان داشتم زمانه گرفت

زهی بخیل ستمگر که هر چه داد به من

به تیغ بازستاند و به تازیانه گرفت

چو دود بی سر و سامان شدم که برق بلا

به خرمنم زد و آتش در آشیانه گرفت

دل گرفته ی من همچو ابر بارانی

گشایشی مگر از گریه ی شبانه گرفت


تو از جنس نوری تو را می شناسم

شمیم حضوری تو را می شناسم

تو از جنس باران تو از جنس دریا

تو عشقی تو شوری تو را می شناسم

برای گذشتن از احساس پوچی

تو رمز عبوری تو را می شناسم

همیشه برای غم و غصه هایم

تو سنگ صبوری تو را می شناسم

تو از وسعت سبز آئينه هايي

تو از جنس نوری تو را می شناسم


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 17:15  توسط جیگر جون | 
0

0

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 17:0  توسط جیگر جون | 
 

بارخدايا .... مرا عاشق کن و مرا عاشق نگه دار که می دانم عاشق ماندن هزار ٬ هزار بار سختتر از عاشق شدن است


خدا من را آفرید تا همدم شبهای تنهایی تو بشم! خدا بهم فکر داد تا شب و روز به یاد تو باشم! خدا بهم چشم داد تا چشمهای قشنگتو منتظر نذارم! خدا بهم گوش داد تا صدای دلنشینت را بشنوم! خدا بهم بینی داد تا عطر خوشت را استشمام کنم! خدا بهم لب داد تا دست هایت را ببوسم! خدا بهم زبان داد تا همیشه نامت را بر آن جاری کنم! خدا بهم دوتا دست داد تا بتونم تو رادر آغوش بکشم


+|

اگر پل يك رنگي مان نشكند، اگر دستان پر مهرت سرد نشود، اگر چشمان عاشقت نگريد، اگر باز باشي و قلبت را باز گذاري اگر بخواهي تنهايي قلبم رابشكني، اگر بخواهي غروب سردم راگرم سازي، اگر عاشق لحنم شوي تا عاشق كلامت شوم، مي خواهمت، و خواهم خواست، مي دانم، مي داني كه دوستت دارم


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 10:3  توسط جیگر جون | 
زنه ميخواسته كلاس بزاره به يارو دهاتيه ميگه من هميشه يه پام تهرونه يه پام اصفهون......ياروم ميخنده ميگه خوش به حال قميا ;l;

جاهله بعد از چهل سال مي‌خواسته زن بگيره،‌ ميره پيشه مادرش ميگه: ننه ميري برام خواستگاري؟! مادرش كلي خوشحال ميشه كه پسرش ديگه مي‌خواد دست از الواتي برداره و بره سر خونه زندگي، ميگه: بعله كه ميرم عزيزم! خودت‌ كسي رو سراغ داري؟ جاهله ميگه: كسِ خاصي رو كه نه، ولي من مي‌خوام عيالم عينهو ماه باشه! مادرش ميگه: خودم برات آستين مي‌زنم بالا،‌يك زن ي‌گيرم به خوشگليِ ماه!‌ جاهله ميگه: ‌نگرفتي ننه!‌ من مي خوام عيالم عينهو ماه، شب بياد خونه من صبح بره خونه ننش;w;

خدا عشق آفريد

سلام

الان که دارم می نويسم من يه کاری کردم که بوی گند و تعفن ميدم بوی آدم هايی که کرم سر تا پاشون رو گرفته و ديگه جز دو سه چيز حس اونها رو تحريک نمی کنه.

من امروز دل يه نفر رو شکوندم به همين سادگی و آيا به همين سادگی بار ها دل او را نشکانده ام؟

نميدونم.

اصلا حس خوبی ندارم.

 اميد وارم خدا و اون نازانين مرا ببخشند


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 12:24  توسط جیگر جون | 
پسرا ژل مي زنن به اون موهاشون....... عينک مي زنن به اون چشاشون ... اِوا خاک بر سراشون... ريمل مي زنن به اون چشاشون ... ماتيک مي مالن به اون لباشون اِوا خاک بر سراشون ... کروات مي زنن اون خوشکلاشون... واسه دوست دختراشون ...اِوا خاک بر سراشون ... کلاسور مي زارن زير بغلاشون ... يک کت مي پوشن قد باباشون... يه جفت کفش مي پوشن هرت براشون ... يکم ريش مي زارن نوک چونه هاشون ... پرفوسور مي شن جون ننه هاشون ... اِوا خاک بر سراشون... آدم مي ميره براشون... اِوا خاک بر سراشون ترکه پري دريايي ميبي


+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 11:53  توسط جیگر جون | 
شيفته ي پاكي اون چشات شدم حالا كه تموم دنياي مني داري بازم زير قولات مي زني .......همه عشقو آرزوم براي تو تا قيامت مي شينم به پاي تو واسه عشقت مثل بارون مي بارم تا يه روز بهم بگي دوست دارم


حضرت عيسي تو بهشت دنبال پدرش ميگشته. ميرسه به يه پيرمرده که داشته چوب ميتراشيده. بهش ميگه کارت تو دنيا همين بود پيرمرده ميگه آره ميگه بچه نداشتي ؟ پيرمرده ميگه زن نداشتم ولي خدا بهم يه پسر داد که گمش کردم ولي بعدها خيلي معروف شد .حضرت عيسي داد ميزنه پدرررررر . پيرمرده هم داد ميزنه پينوکيووووو


+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 11:50  توسط جیگر جون | 
يك روز يك لر سوار هواپيما ميشه به بغل دستي خود ميگه ببخشيدآقا كارشما چيست مرده ميگه متخصص پوست لره ميگه ببخشيد يه چند تا پوست بز دارم نميخرين


رشتيه کتک مي خوره، ميگه: صبر کنيد پسر بزرگم بياد، حالتون رو ميگيره! شما حريف کردها نمي شين


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 17:8  توسط جیگر جون | 
 شب یه بسیجیه به آسمان نگاه می‌کرده می‌بینه ستاره ها بهش چشمک می‌زنن. سرشو می اندازه پایین می‌گه استغفرالله


ياروترکه ميره مسجد وقتي مياد بيرون ميبينه كفشش نيست ميگه من كي اومدم بيرون


 یارو شلوارشو بر عكس ميپوشه ننش ميگه الهي من قربون بچم برم كه هر وقت داري ميري انگار داري مياي


ترکه سوار ماشين مي شه راننده بهش مي گه دستت لاي در گير نکنه اونم مياد کلاس بذاره ميگه خواهش مي کنم سرت لاي در گير نکنه


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم آبان 1385ساعت 17:44  توسط جیگر جون | 
یک ترکه سواره اتوبوسه خالی می شه و وامیسته راننده به اون میگه چرا نمیشینی ؟ میگه ۱۰ ذقیقه دیگههمین هم گیرام نمی یاد


 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 20:57  توسط جیگر جون | 


برق نگاهت هر شب رهایم ای دوست

 شاعر شدم که روزیی وصفت نمایم ای دوست

 چشمانه پر فروغت میعاد گاهه عشقست

 من آسمانه چشمت را میستایم ای دوست

 احساس شورو عشقی باز آی بی تو زردم

  گر بی تو زنده بودم گو بی وفایی ای دوست


 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 15:52  توسط جیگر جون | 
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مهر 1385ساعت 20:32  توسط جیگر جون | 
 يه روز يه كبريت سرشا مي خارونه اتيش مي گيره


به تركه ميگند با بالش جمله بساز ميگه با تفنگ تير زدم تو بالش پرنده ميگن نه اون بالش ميگه من هم زدم تو اون بالش ميگن نه منظور بالشو تشكه ميگه منم توشكه كه زدم تو اين بالش يا اون بالش


يه روز تركه رو برق سه فاز مي گيره پرت ميشه بلند ميشه مياد جلو ميكه اگه مردي يه فاز يه فاز بيا جلو


 روباه ميره كنار درخت به كلاغه ميگه به به چه صدايي چه سري چه دمي عجب پايي كلاغه ميگه زر نزن من خودم كلاس دومم


 مرده داشته جلو پمپ بنزين سيگار ميكشيده بهش ميگن اينجا سيگار نكش خطر داره ميگه اينكه چيزي نيست من جلو بابامم سيگار ميكشم


وقتي ازدواج كردي عكس همسرتو بذار تو كيفت تا هروقت به مشكلي برخوردي بهش نگاه كني و يادت بياد يه مشكل بزرگتر هم داري


 حسني از كنار گاوه رد ميشه گاون ميگه ما, حسني ميگه ما بيشتر



+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 15:44  توسط جیگر جون | 
 يه روز يه كبريت سرشا مي خارونه اتيش مي گيره


به تركه ميگند با بالش جمله بساز ميگه با تفنگ تير زدم تو بالش پرنده ميگن نه اون بالش ميگه من هم زدم تو اون بالش ميگن نه منظور بالشو تشكه ميگه منم توشكه كه زدم تو اين بالش يا اون بالش


يه روز تركه رو برق سه فاز مي گيره پرت ميشه بلند ميشه مياد جلو ميكه اگه مردي يه فاز يه فاز بيا جلو


 روباه ميره كنار درخت به كلاغه ميگه به به چه صدايي چه سري چه دمي عجب پايي كلاغه ميگه زر نزن من خودم كلاس دومم


 مرده داشته جلو پمپ بنزين سيگار ميكشيده بهش ميگن اينجا سيگار نكش خطر داره ميگه اينكه چيزي نيست من جلو بابامم سيگار ميكشم


وقتي ازدواج كردي عكس همسرتو بذار تو كيفت تا هروقت به مشكلي برخوردي بهش نگاه كني و يادت بياد يه مشكل بزرگتر هم داري


 حسني از كنار گاوه رد ميشه گاون ميگه ما, حسني ميگه ما بيشتر



+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 15:43  توسط جیگر جون | 
 يه روز يه كبريت سرشا مي خارونه اتيش مي گيره


به تركه ميگند با بالش جمله بساز ميگه با تفنگ تير زدم تو بالش پرنده ميگن نه اون بالش ميگه من هم زدم تو اون بالش ميگن نه منظور بالشو تشكه ميگه منم توشكه كه زدم تو اين بالش يا اون بالش


يه روز تركه رو برق سه فاز مي گيره پرت ميشه بلند ميشه مياد جلو ميكه اگه مردي يه فاز يه فاز بيا جلو


 روباه ميره كنار درخت به كلاغه ميگه به به چه صدايي چه سري چه دمي عجب پايي كلاغه ميگه زر نزن من خودم كلاس دومم


 مرده داشته جلو پمپ بنزين سيگار ميكشيده بهش ميگن اينجا سيگار نكش خطر داره ميگه اينكه چيزي نيست من جلو بابامم سيگار ميكشم


وقتي ازدواج كردي عكس همسرتو بذار تو كيفت تا هروقت به مشكلي برخوردي بهش نگاه كني و يادت بياد يه مشكل بزرگتر هم داري


 حسني از كنار گاوه رد ميشه گاون ميگه ما, حسني ميگه ما بيشتر



+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 15:43  توسط جیگر جون | 
 يه روز يه كبريت سرشا مي خارونه اتيش مي گيره


به تركه ميگند با بالش جمله بساز ميگه با تفنگ تير زدم تو بالش پرنده ميگن نه اون بالش ميگه من هم زدم تو اون بالش ميگن نه منظور بالشو تشكه ميگه منم توشكه كه زدم تو اين بالش يا اون بالش


يه روز تركه رو برق سه فاز مي گيره پرت ميشه بلند ميشه مياد جلو ميكه اگه مردي يه فاز يه فاز بيا جلو


 روباه ميره كنار درخت به كلاغه ميگه به به چه صدايي چه سري چه دمي عجب پايي كلاغه ميگه زر نزن من خودم كلاس دومم


 مرده داشته جلو پمپ بنزين سيگار ميكشيده بهش ميگن اينجا سيگار نكش خطر داره ميگه اينكه چيزي نيست من جلو بابامم سيگار ميكشم


وقتي ازدواج كردي عكس همسرتو بذار تو كيفت تا هروقت به مشكلي برخوردي بهش نگاه كني و يادت بياد يه مشكل بزرگتر هم داري


 حسني از كنار گاوه رد ميشه گاون ميگه ما, حسني ميگه ما بيشتر



+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 15:43  توسط جیگر جون | 
يه تركه مي خواد خودكشي كنه بايه نون بربري مي ره ميخوابه روي ريل راه آهن بهش مي گند اينجا چرا خوابيدي ميگه مي خوام خودكشي كنم مي گند پس اين نون بربري چيه مي گه شايدتافرداقطارنيومد آن وقت چكاركنم از گرسنگي بميرم . تركه وصيت ميكنه به پسرش ميگه من مردم يك ميليون خرجمكن پسره ميره يك ميليون خر جمع ميكنه . روزي ماهيگيري يك ماهي گرفت.ماهي در دست او ان قدردست و با زد كه ماهيگيرعصباني شدو را در اب انداخت وگفت:حالا ان قدر انجا بمان كه خفه شوي. شخصي دريك روزسرد زمستان اسبي را مي بيند كه از دهانش بخار بيرون مي ايد.به چدوستش مي گويد:اهان,اسب بخاركه ميگن همينه. تركه كدو تنبل ميخره ,ميزارتش كلاس تقويتي !!!!! يه روز يه تركه داشته دنده عقب با ماشين از كوه مي رفته بالا بهش می گن چرا دنده عقب ميری مي گه اخه می ترسم بالا جا نباشه نتونم دور بزنم بعدا وقتی مي خواسته پايين بياد باز می بينن داره دنده عقب می ياد می گن الان چرا دنده عقب می يای می گه آخه بالای كوه جا بود تونستم دور بزنم. يه روز يه تركه انتن خونشون رو رنگ ميزنه يه نفر ازش مي پرسه : چرا انتن خونتون رو رنگ مي زني؟ تركه ميگه: چون تلويزيون خونمون سياه سفيده ميخوام رنگي بشه هاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاها ترکه از برج ميلاد بالا ميرفته ميگن کجا ميری؟ ميگه : سر برج قراره وام بدن يه عربه بعد از 40 سال كچل بودن كلي قرض و قوله ميكنه موي مصنوعي ميكاره بعد از 4 روز تو قرعه كشي ادارشون سفر حج عمره براش در مياد ! ترك ميره دم يخچال در يخچال رو اروم مي بنده به او ميگن چرا در يخچال رو اروم مي بندي ميگه مي خوام ببينم که پدر سوخته اي چراغ شو خواموش مي كونه .
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 17:23  توسط جیگر جون | 
به فارسه ميكن از احمد يه جمله بساز
ميگه منو داوود و حسن به پارك رفتيم
ميگه پس احمد كو ميگه رفتيم خونه نبود


به لره ميگن چرا لر شدي ميگه: آخه امكانات كم بيد .
بهش ميگن چرا ترك نشدي ميگه : ديگه ايننقدم امكانات كم نبيد جيگر .....


گر پسري کشته شود دختري ترشيده شود گر پسران کشته شوند کل جهان ليته شود


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 18:47  توسط جیگر جون | 
غضنفرساعت 12 شب به خودش ميگه يعني الان118 بازه


به تركه مي گن بالجن جمله بساز ميگه: همه تو ايران با ما لجن


لره بعده 20 سال درس خوندن قاضي ميشه. ميره روي جايگاه ميشينه بهش ميگن حكم كن. ميگه: كيش


يك روز گربه اي زنبوري را مي خورد به جاي ميو ميو كردن زيو زيو مي كند.


يه روز يه عنكبوت جو مگيره تا صبح فرش مي بافه


يك روز يه نفر بينيش اب ريزش داشته بعد مي ره سرش را ايزوگام مي كنه


پسره دير ميرهسر كلاس.معلم:چراديرامدي؟پسر:داشتم خواب فوتبال ميديدم چون به وقت اضافه كشيد مندمببينم چند چند ميشه


يك روز دو تا كچل به هم ميرسنداولي مي گه چرا سرتو يكي
بود يكي نبود؟ دومي ميگه حالا مال من خوبه مال تو زير گنبد كبود هيچ كي نبوده


 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 17:5  توسط جیگر جون | 



و قلبم ادامه خواهد داد...

 

هميشه با آن...

 

    هرشب در روياهايم     تو را ميبينم    احساست ميكنم  

 

اينگونه است كه مي شناسمت    اينگونه باش...

 

عليرغم پيچ و خم هاي دور  و  فاصله ي كهكشانهايي كه بين ماست

 

بيا و خودت را به تماشا بگذار........

 

اينگونه باش  نزديك  دور هر كجا كه باشي   ايمانم را از دست نخواهم داد

 

اگرچه شبها بسيار سختند اما ادامه خواهم داد....

 

ادامه خواهم داد كه يكبار ديگر تو در را بگشايي به رويم

 

 

و اينجا هستي ، اينجا...

            

            در قلب من و قلب من همچنان ادامه خواهد داد..

 

عشق تنها يكبار براي هر كس مي آيد

 

                                                     

                                          وبراي تمام عمرش مي آيد...

و نخواهد رفت تا ما برويم

                                          عشق همان بود كه با تو ورزيدم

حقيقتا همان يكبار....

                    

       واز آن پس بدان آويختم و تا هميشه همه ي زندگي ام با آن است

تو اينجايي چيزي نيست كه از آن بترسم

                                   ميدانم كه قلبم همچنان ادامه خواهد داد

 

ما تا هميشه عاشق ميمانيم، عاشق ، جوان ، ساده لوح

قلب من همچنان خواهد تپيد و من اينها را در قلبم جاودانه نگه خواهم داشت

 

                     وقلبم همچنان ادامه خواهد داد!!!!

 

 


آيا برده ي عشق شدن قدرت و قاطعيت را بي مفهوم ميكند؟

 معناي واقعي عشق را در كدام واژه مي توان يافت؟ در كدام؟

آيا نبايد در عشق پاكي و صداقت وجود داشته باشد؟ نبايد تنها يكرنگي هديه ي گرانبهايش باشد؟

به كدام دل ميتوان اطمينان پيدا كرد؟

به آن دل كه مثل خورشيد داراي شوروشوق است و تنها به وصال مي انديشد؟

به آن دل كه تب تند دارد و زود مي برد؟

يا به آن دل كه با دست پس ميزند و با پا پيش ميكشد؟

 

 


درگير با خودم و خودم…

 

ترس،دلهره،اضطراب..

 

چشمامو بستم..

 

از پله ها اومدم بالا…

 

تا بازشون كردم ديدم روبروتم..

 

سلام كردم…. سلام شنيدم…

 

نگات نكردم …. ترسيدم

 

نگام نكردي… فهميدم

 

زل نزدي به چشمام…. اما با همون نيم نگات كلي لرزيدم…

 

اون روزو رفتم و راحت گذاشتي كه برم…

 

فرداش گفتي: يه جوري شدم.

 

گفتم: چه جور؟؟؟

 

گفتي: پرسيدم گفتن ….. شدي

 

خندم گرفت… ريسه رفتم… مسخره كردم

 

با خنده گفتم: مواظب باش …. نشي!!!

 

گفتي: كار از اين كارا گذشته …. شدم

 

گفتم:پس مباركت باشه…

 

گفتي: مبارك هردومون باشه

 

گفتم: نه… نه

 

گفتي: چشات اينو نميگه

 

گفتم : نه……

 

گفتي: قلبت يه چيزه ديگه ميگه…

 

گفتم: بهم گفتن عاشقي گناهه…. گفتم : ميترسم…

 

گفتي : نترس بگو آره بهت ميگم گناه چيه…

 

اونجا نگفتم دوست دارم   آخه ترسيدم 

 

كلنجار رفتم با خودم و خودم…

 

اون ميگفت آره      اين ميگفت نه

 

اون ميگفته خوبه    اين ميگفت نه…

 

بالا خره گفتم : اره… دوست دارم…. تو هم گفتي : منم دارم

 

ديدمت     نگام كردي…

 

صدات كردم     صدام كردي…

 

خنديدم     باهام خنديدي…

 

رفتم تو فكر    فكرمو خوندي…

 

دستمو گرفتي    دستتو گرفتم

 

زل زدي به چشمام    خودمو باختم

 

سر گذاشتي رو شونم      سر به سرت گذاشتم

 

نگام كردي    جون گرفتم

 

زل زدي به چشمام     شرم كردم

 

سرمو انداختم پايين   دلم نيومد دوباره نگات كردم

 

روز و شب گذشت و گذشت

 

ديووووونه ت شدم

 

تا اينكه جمعه شب… دوباره جمعه…

 

وقتي بهم گفتي دوست دارم

 

گوشي از دستم افتاد….

 

صدام كردي…. جواب ندادم

 

صدام كردي…. جواب ندادم

 

و تا به امروز

 

صدات كردم…. جواب ندادي

 

صدام كردي….جواب ندادم


نمیشه به دل یاد داد که نشکنه ولی میشه

                                      بهش یاد داد که وقتی شکست لبه ی تیزش

                                                                        دست اون کسی و که شکسته نبره    

                                                                                                                                                 با شما هستم(دختر ها)۱ کم معرفت داشته باشیدو دل ما دخترارو نشکونید


من تمام بی کسی هایم را قامت بسته ام و در طولانی سجده اندوه به اندازه همه

نبودنهایت اشک میریزم وبه بلندای یلدای فراقت با اهی عمق قلب هزارپاره ام

کابوس رفتنت را خاکستری میکنم......

بگذار بی ادعااقرار کنم که دلم برایت تنگ می شود وقتی نیستی دلتنگی هایم را

قاب می کنم تا وقتی آمدی نشانت دهم که شاید دیگر تنهایم نگذاری ... تو که می

آیی پنجره ای باز می شود پنجره بی رنگ 

دلتنگی کنار می رود آرام میان جانم خانه میکنی....!!!

                   


              

عشق يعنی با پرستو پر زدن                       

                                     عشق يعنی آب بر آذر زدن    

عشق يعنی چون محمد پا به راه                  

                                        عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه

عشق يعنی بيستون کندن به دست                

                                      عشق يعنی زاهد اما بُـت پرست

عشق يعنی همچو من شيدا شدن                  

                                    عشق يعنی قطره و دريا شدن

عشق يعنی يک شقايق غرق خون                

                                        عشق يعنی درد و محنت در درون

عشق يعنی يک تبلور يک سرود                  

                     

 

 

                 عشق يعنی يک سلام و يک درود

 

 
به یاد داشته باش هر وقت دلتنگ شدی به اسمان نگاه کن کسی هست

 

 که عاشقانه تو را می نگرد و منتظر توست اشکهای تو را پاک می کند

 

و دستهایت را صمیمانه می فشارد تو را دوست دارد فقط به خاطر

 

خودت به یاد داشته باش هر وقت دلتنگ شدی به اسمان نگاه کن

 

و اگر باور داشته باشی می بینی ستاره ها هم با تو حرف میزنند

 

باور کن که با او هرگز تنها نیستی هرگز

 

فقط کافی است عاشقا نه به اسمان نگاه کني

 

قشنگه  نظر  بده  عزیزم


     

عشق يعنی مستی و
 

اي كاش خواننده بودم و از تو ميخواندم

اي كاش نويسنده بودم و از تو مينوشتم

اي كاش نقاش بودم و تو را نقاشي ميكردم

اي كاش راننده بودم و با تو همسفر جاده ها بودم

اي كاش ستاره بودم و در تو جاي داشتم

اي كاش آهنگ بودم و تو شعرم بودي

اي كاش من ساعت بودم و تو عقربه هايم بودي

اي كاش در قلبت جا داشتم تا ميدانستي كه چقدر دوستت دارم


عشق يعنی مستی و ديوانگی
                                    عشق يعنی با جهان بيگانگی
عشق يعنی شب نخفتن تا سحر
                                    عشق يعنی سجده ها با چشم تر
عشق يعنی سر به دار آويختن
                                    عشق يعنی اشک حسرت ريختن
عشق يعنی در جهان رسوا شدن
                                    عشق يعنی مست و بی پروا شدن
 
 
****************************
عشق يعنی سوختن يا ساختن
                                    عشق يعنی زندگی را باختن
عشق يعنی انتظار و انتظار
                                    عشق يعنی هرچه بينی عکس يار
عشق يعنی ديده بر در دوختن
                                    عشق يعنی در فراقش سوختن
عشق يعنی لحظه های التهاب
                                    عشق يعنی لحظه های ناب ناب
 
*****************************
عشق يعنی سوز نی ، آه شبان
                                    عشق يعنی معنی رنگين کمان
عشق يعنی شاعری دل سوخته
                                    عشق يعنی آتشی افروخته
عشق يعنی با گلی گفتن سخن
                                    عشق يعنی خون لاله بر چمن
عشق يعنی شعله بر خرمن زدن
                                    عشق يعنی رسم دل بر هم زدن
عشق يعنی يک تيمّم، يک نماز
                                    عشق يعنی عالمی راز و نياز
 
*****************************
عشق يعنی با پرستو پر زدن
                                    عشق يعنی آب بر آذر زدن
عشق يعنی چو*احسان پا به راه
                                    عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه
عشق يعنی بيستون کندن به دست
                                    عشق يعنی زاهد اما بُـت پرست
عشق يعنی همچو من شيدا شدن
                                    عشق يعنی قطره و دريا شدن
عشق يعنی يک شقايق غرق خون
                                    عشق يعنی درد و محنت در درون
عشق يعنی يک تبلور يک سرود
                                    عشق يعنی يک سلام و يک درود
عشق يعنی مستی و ديوانگی
   
                                 عشق يعنی با جهان بيگانگی
عشق يعنی شب نخفتن تا سحر
                                    عشق يعنی سجده ها با چشم تر
عشق يعنی سر به دار آويختن
                                    عشق يعنی اشک حسرت ريختن
عشق يعنی در جهان رسوا شدن
                                    عشق يعنی مست و بی پروا شدن
 
****************************
عشق يعنی سوختن يا ساختن
                                    عشق يعنی زندگی را باختن
عشق يعنی انتظار و انتظار
                                    عشق يعنی هرچه بينی عکس يار
عشق يعنی ديده بر در دوختن
                                    عشق يعنی در فراقش سوختن
عشق يعنی لحظه های التهاب
                                    عشق يعنی لحظه های ناب ناب
 
*****************************
عشق يعنی سوز نی ، آه شبان
                                    عشق يعنی معنی رنگين کمان
عشق يعنی شاعری دل سوخته
                                    عشق يعنی آتشی افروخته
عشق يعنی با گلی گفتن سخن
                                    عشق يعنی خون لاله بر چمن
عشق يعنی شعله بر خرمن زدن
                                    عشق يعنی رسم دل بر هم زدن
عشق يعنی يک تيمّم، يک نماز
                                    عشق يعنی عالمی راز و نياز
 
*****************************
عشق يعنی با پرستو پر زدن
                                    عشق يعنی آب بر آذر زدن
عشق يعنی چو*احسان پا به راه
                                    عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه
عشق يعنی بيستون کندن به دست
                                    عشق يعنی زاهد اما بُـت پرست
عشق يعنی همچو من شيدا شدن
                                    عشق يعنی قطره و دريا شدن
عشق يعنی يک شقايق غرق خون
                                    عشق يعنی درد و محنت در درون
عشق يعنی يک تبلور يک سرود
                                    عشق يعنی يک سلام و يک درود
 
                                
+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1385ساعت 20:41  توسط جیگر جون | 







+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 19:29  توسط جیگر جون | 







+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 19:29  توسط جیگر جون |